تبلیغات
دلک دریایی من - بود نبود


اگه سبو شکست عمر تو باقی ... که اعتبار می تویی تو ساقی
درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

بود نبود

نوشته شده توسط:دریا آتشین
جمعه 30 آذر 1386-12:12 ب.ظ

در زدم و گفت کیست؟ گفتمش: ای دوست، دوست

گفت در آن دوست چیست؟ گفتمش: ای دوست، دوست

 

گفت اگر دوستی از چه درین پوستی؟

دوست که در پوست نیست! گفتمش: ای دوست، دوست

 

گفت در آن آب و گل، دیده ام از دور دل

او به چه امید زیست؟ گفتمش: ای دوست، دوست

 

گفتمش این هم دمی است، گفت عجب عالمی است!

ساقی بزم تو کیست؟ گفتمش ای دوست، دوست

 

در چو به رویم گشود، جمله ی بود و نبود

دیدم و دیدم یکی است، گفتمش ای دوست، دوست

 

 - شاعر: رحیم معینی کرمانشاهی-

سری له یک شیویاگ چاو تواد؟

کور له خودای خوی چاو تواد؟

ریبار له پا کفتیاگ چاو تواد؟

مه که گیشتی عمرمه له میی چاو ته مست بیمه اینه چاو توام؟

ته که خوات زانید

باو... قدمت بانی چاو مه

 



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:جمعه 30 آذر 1386 12:12 ب.ظ

شاعر
شنبه 1 دی 1386 12:12 ب.ظ
سلام دریا جان
باورت نمی شود صدایت را فراموش كرده ام
چشمانت را...
لبانت را..
اما هنوز دوستت دارم
چند بار زنگ زدم اما خانه نبودی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر