تبلیغات
دلک دریایی من - پاییزان


اگه سبو شکست عمر تو باقی ... که اعتبار می تویی تو ساقی
درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

پاییزان

نوشته شده توسط:شاعر
سه شنبه 17 آبان 1384-06:11 ق.ظ

برگ های زرد و خشک ا ز شاخه ها افتاده اند

 

زیر پای عابران از دست و پا افتاده اند

 

 

شاخه تنها ،برگ تنها،آب باران پشت پا

 

بار دیگر اشک وچشم از هم جدا افتاده اند

 

 

برگهای دل شکسته ناله وخش خش وآه

 

شاخه ها با بغض های بی صدا افتاده اند

 

 

جاده های سربه دامن برده ی سبز بهار

 

زیر شولای خزان بی انتها افتا ده اند

 

 

نرم و آهسته قدم بردار همراه نسیم

 

برگ ها دل نازک اند و هر کجا افتاده اند

 

 

ماجرای فصل بی برگی همه دلتنگی است

 

چار رفصل شعر من در ماجرا افتاده اند



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 17 آبان 1384 06:11 ق.ظ

ولی
چهارشنبه 25 آبان 1384 04:11 ق.ظ
سلام به همه دلهای دریایی
دریا را دوست دارم چون پشت دریا شهری است که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است
به امید دیدار
موفق باشید
به ما هم سر بزن
(تنها)
بچه مثبت
دوشنبه 23 آبان 1384 09:11 ق.ظ
هیچ نمی دانستم که در دنیا آتشی سوزان تر از آتش وجود دارد!! سوختم- سوختم! ولی ای کاش سوزش آتش بود. همین!!!
خلوت گزیده
یکشنبه 22 آبان 1384 03:11 ق.ظ
میای به مهمونی ساحل و دریا ؟؟ بیا دل دریایی !! به همه دریا و ساحلها هم خبر بده !!** منتظرت خلوتی **
جواد
شنبه 21 آبان 1384 08:11 ق.ظ
سلام...چه را این عکس را نشون نمیده .............
جواد
جمعه 20 آبان 1384 10:11 ق.ظ
سلام....پاییز مثلما یه حکمتی توش بوده ....ما هم باید مثل پاییز هر چند وقت یه بار یه دست و رویی به خودمون بکشیم و یه سری کارهای اضافی دور بذاریم تا یه قدم نزدیک تر بشیم....علی یارت رفیق...............
بی نشونه
جمعه 20 آبان 1384 12:11 ب.ظ
سلام...بیا در سوگ دلگیر گل سرخ...بخونیم شعری از دیوان گریه...من و تو زاده ی فصل خزانیم..دو تن پرورده ی دامان گریه...پاییز پاییز عریون...من و تو خسته و گریون..زیبا بود...دل آروم بشی عزیز
Meursault Roquentin
چهارشنبه 18 آبان 1384 12:11 ب.ظ
همانطور که در وبلاگ نوشتم، به دلایلی مجبور به عوض کردن آدرس وبلاگ شدم. و بخاطر گرفتاری هایم تا ماه مرداد نمی توانم به نوشتن ادامه بدهم. و از ماه مرداد در آدرس جدید شروع به نوشتن خواهم کرد. و در هفته پیشین ۶ متن در وبلاگ جدید ارسال کردم، که خوشحال خواهم شد اگر نظرتان را بدانم. به امید اینکه بعد از شروع مجدد در ماه مرداد، شاهد حضور شما باشم و تا آن روز به نوشتن ادامه دهید. با تشکر و به امید روزی بهتر.
پویا
سه شنبه 17 آبان 1384 06:11 ق.ظ
سلام ... خوبی ؟ ... پاییز رو دوست ندارم نمی دونم چرا ... چون شاید یه چیزی بین بودن و نبودنه ! اما خب اگه پاییز نباشه فصل‌ها دیگه معنا ندارن ! ... دلت پاییزی نباشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر